ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1201
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
اين رو كه اقوام بسيارى از تازيان و فرزندانشان در مشرق ميزيستند . براى اثبات اين امر بايد كتاب اغانى را مورد مطالعه قرار داد كه مشتمل بر آثار نظم و نثر ايشان است ، آن وقت در خواهيم يافت كه كتاب مزبور بمنزلهء مجموعهء آثار و ديوان عرب است چنان كه در آن لغت و تاريخ و جنگها و مذهب و قوميت و سير پيامبر ( ص ) و آثار خلفا و اشعار و غنا ( موسيقى ) و ديگر احوال و كيفيات عرب گرد آمده است . و از اين رو هيچ كتابى براى شناختن احوال عرب از آن جامعتر نيست . و ملكهء زبان عربى در مشرق هنگام فرمانروائى دو دولت ( امويان و عباسيان ) همچنان استحكام مىيافت و چه بسا كه از روزگار جاهليت بليغتر بود ( چنان كه ياد خواهيم كرد ) تا دوران پريشانى و نابسامانى عرب فرا رسيد و آثار زبانشان محو گرديد و سخنشان تباه شد و فرمانروائى و دولتهاى آن قوم سپرى گرديد و حكومت و كشوردارى بملتهاى غير عرب انتقال يافت و اين اوضاع در دوران دولت ديلم و سلجوقى پديد آمد كه عجمان با مردم شهرهاى بزرگ درآميختند [ و بر عربان فزونى يافتند و در نتيجه زبان آنان در روى زمين انتشار يافت و عدم فصاحت در ميان مردم شهرهاى كوچك و بزرگ مستولى شد ] [ 1 ] چنان كه از زبان عربى و ملكهء آن دور شدند و متعلمان زبان مزبور از فرا گرفتن آن عاجز آمدند . و در اين روزگار زبان عرب را در فنون نظم و نثر گرفتار اين سرنوشت و ابتذال مىيابيم هر چند از لحاظ كميت آثار فراوانى مشاهده مىشود و خدا آنچه ميخواهد مىآفريند و اختيار مىكند [ 2 ] .
--> [ 1 - ) ] در نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپهاى مصر و بيروت نيست . [ 2 - ) ] اشاره به : رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ 28 : 68 ، س : 28 ( قصص ) - آ : 66 در چاپهاى مصر و بيروت پس از آيهء مزبور چنين است : و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و توفيق به اوست پروردگارى جز او نيست .